تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
واى از دورى سفر ، واى از بزرگى خطر ، واى از تاريكى قبر ، واى از ايامى كه ضايع كردم ، واى از خجالتم بر گناهانى كه جمع نمودم . آه اگر با عدل خود با من معامله كنى و فضلت را از من دريغ دارى . آه اگر پرونده‌ام را به دست چپم دهى و بدى حال و عملم را بر مردمان ظاهرسازى . آن گاه خطاب كنى : او را بگيريد و به غل ببنديد و به آتش جهنم بسوزانيد . آن وقت مبتلا شوم به بلايى كه خويشان از نجاتم ، ناتوان و قوم و قبيله‌ام از نفع رساندن به من ، حقير و زار . واى از آتشى كه پشت جگر را بسوزاند . آه از آتشى كه سر و دست و پا را از هم جدا كند . واى از آتشى كه نورش تاريكى ، آسانش رنج‌آور و دورش نزديك است . آه از آتشى كه رحم نكند و طلب مرحمت احدى را نپذيرد و بر تخفيف عذاب قادر نباشد و توان نجات زارى كننده را نداشته باشد . آه از ضريع و زقّوم و غسّاق جهنّم ، كه هر سه خوراكى اهل عذاب است . آه از شراب جهنم كه روده و دل اهلش را پاره پاره كند . اى مولاى من ! آيا براى شقاوت آفريده شده‌ام تا بدين سبب گريه‌ام را طولانى كنم ، يا براى سعادت ، تا اميد بر تو دوزم ؟ آيا اعضايم را براى عذاب كشيدن از گرزهاى آتشين آفريده‌اى و روده‌هايم را براى خوردن حميم جهنّم . مولاى من ! به من بگو بعد از اين كه به تو ايمان آوردم مرا عذاب مىكنى ؟ ! يا پس از اين همه عشق به تو ، از پيشگاه رحمتم مىميرانى ؟ ! از ذات كريمت دور است كه مرا از خود نااميد كنى ؟