به اين واقعيتهاى غير قابل انكار چه جوابى مىدهيد ؟ نه اين كه اين همه عنايت براى بيدار زيستن انسان و پاك ماندن او از آلودگى غفلت است ؟
گمان نمىرود كه انسان در دورهء تاريخ ، مرضى پرخطرتر از غفلت ديده باشد ، جنايات ، معاصى ، ناپاكىها ، ضررها ، خسارتها ، همه و همه معلول اين بيمارى خانمانسوز و اين مرض مهلك است .
انبيا و امامان و حكيمان و عارفانى كه شاگردان مكتب آن بزرگواران بودند ، به صورت بسيار عجيب از غفلت وحشت داشتند .
آنان مىدانستند كه گرفتاران به غفلت در پرتگاه جهنماند و اگر بيدار نشوند ، درافتادن به عذاب براى آنان امرى حتمى است .
انسانهاى غافل ، شرورترين موجودات روى زمين ، آلودهترين جنبندگان روى خاك و پليدترين مخلوقات اين كرهء كوچكاند . تاريكى و رنج ومشقّت ومشكلات حيات ديگران ، معلول غفلت غافلان وبىخبرى بىخردان ، و بىتوجّهى دنياپرستان و بدكردارى خفتگان و پستى عاصيان است .
سعدى شيرازى چه زيبا سروده است :
بس بگرديد و بگردد روزگار * دل به دنيا درنبندد هوشيار
اى كه دستت مىرسد كارى بكن * پيش از آن كز تو نيايد هيچكار
اين همه رفتند و ما اى شوخ چشم * هيچ نگرفتيم از ايشان اعتبار
اى كه وقتى نطفه بودى در شكم * وقت ديگر طفل بودى شيرخوار
مدّتى بالا گرفتى تا بلوغ * سرو بالايى شدى سيمين عذار
همچنين تا مرد نامآور شدى * فارس ميدان و مرد كارزار
آنچه ديدى برقرار خود نماند * و آنچه بينى هم نماند برقرار