است - انسان را از ديدن حقيقت ، كور و از شنيدن واقعيّت ، كر مىكند چنانچه پيامبر عزيز صلى الله عليه و آله فرمود :
حُبُّكَ الشَّىء يُعْمى وَيُصِمُّ « 1 » .
محبّتت به شيئى تو را كور و كر مىكند .
در پرتو پرنور چراغ بصيرت ، انسان راههاى نفوذى شيطان را مىشناسد . زمانى كه پردهء حرص و حسد ، جلو نورافشانى اين چراغ معنوى را گرفت ، انسان از ديدن آن چه بايد ببيند محروم گشته و در همين حال شيطان خطرناك فرصت پيدا مىكند و آنچه را عامل رساندن انسان حريص به شهوات حيوانى است براى انسان نيكو جلوه مىدهد . در اين صورت انسان با داشتن زمينهء حرص و تحريكات شيطانى دست به هر گناهى مىزند ! !
آرى ، وقتى نور بصيرت از كعبهء دل بيرون رود و حرص اين رذيلت شيطانى جايگزين آن گردد ، معلوم است كار اين خانه به كجا مىكشد !
در تفسير بعضى از آيات قرآن مجيد آمده :
زمانى كه نوح سوار كشتى شد و به دستور خداوند از هر نوع موجود زنده جفتى را در كشتى آورد ، ناگهان چشمش به پيرمردى خورد كه او را نشناخت ، فرمود : چه كسى تو را داخل كشتى كرد ؟ پاسخ داد : خودم آمدم و آمدنم براى اين است كه به قلب يارانت دستاندازى كنم تا جايى كه قلبشان با من و بدنهايشان با تو باشد .
نوح فرياد زد : اى دشمن خدا ! از كشتى بيرون شو ، تو موجودى هستى كه خدايت از پيشگاه رحمت و مغفرتش طرد كرده است .
ابليس به نوح گفت :
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 11 / 78 ؛ مسند احمد : 5 / 194 .