زيرا كه آن غيب است و نه آن كه قصد كند به تمام ناكردن آن ؛ زيرا گه باشد كه او را در آن صلاحى نباشد . پس همهء اعمال خير را مقيّد بايد كرد به استثناء و به شرط صلاح تا از عيب امل رسته باشد . حق تعالى با رسول مىفرمايد :
[
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً * إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ ]
« 1 »
.
و هرگز دربارهء چيزى مگو كه من فردا آن را انجام مىدهم ، * مگر اين كه [ بگويى : اگر ] خدا بخواهد .
و گفتهاند ضدّ اين امل نيّت است ، از آن كه نيّت كنندهء خير از امل دور باشد و ممتنع ، پس نيّت صحيح ببايد دانست كه آن اصلى عظيم است و در حدّ نيّت چنين گفتهاند كه خواستن عملى است به ابتدا ، پيش از عمل ديگر به حكم ارادت و تمام كردن آن به تفويض واستثنا .
وحدّ نيت به لغت عرب چنين است :
« ارادة اخذ عمل مبتدأ به ، قبل سائر الاعمال بالحكم مع ارادة الإتمام بالتفويض والاستثناء » « 2 » .
اگر گويند : چرا در ابتدا حكم رواست و در اتمام و تمام كردن آن به تفويض و استثنا مىفرمايد ؟ گوييم : تا خطر نباشد ؛ زيرا كه در ابتدا وقت هست و خطر در اتمام است كه در وقت متراخى مىافتد چه خطر وصول هست كه ندانى بدان برسى يا نه و خطر فساد نيز هست كه ندانى در آن صلاح است يا فساد ، پس استثنا واجب است از بهر خطر وصول و تفويض واجب است از بهر خطر فساد ، پس چون ارادت
هامش
( 1 ) - كهف ( 18 ) : 23 - 24 .
( 2 ) - خواستن انجام دادن عملى از ابتداء ، پيش از ديگر اعمال به حكم ، همراه با به انجام رساندن آن به تفويض ( در اختيار خدا در آوردن ) و استثناء است .