به مشيت و ارادت حق تعالى و به علم او مقيّد كند ، يا ارادت حيات به شرط صلاح مستثنى و مقيّد كند .
پس آنگه اگر ذكر حيات كنى كه من ساعتى ديگر يا نفسى ديگر يا روزى ديگر بزيم به حكم و قطع ، بدان كه تو با طول املى و آن از تو معصيت است ؛ زيرا كه آن حكم است بر غيب . پس اگر مقيّد كنى به مشيّت و علم حق تعالى و گويى : بزيم انشاء اللّه يا گويى : اگر خدا خواهد يا داند كه من بزيم ، از حكم طول امل بيرون آمده باشى و به قصر امل موصوف شده ، از آن روى كه حكم ، ترك كرده باشى .
پس بر تو باد اى برادر ! كه ترك حكم كنى در ذكر بقا و حيات و مراد از ذكر ، ذكر دل است ، يعنى : دل را بر آن آرام دادن و بر آن ثابت كردن به توفيق و هدايت حق جلّ وعلا .
پس بدان كه امل بر دوگونه است : امل عامّه و امل خاصّه .
امل عامّه آن است كه حيات و بقا براى جمع دنياخواهى و تمتّع بدان و اين معصيت محض است . قال اللّه تعالى :
[
وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ]
« 1 »
.
و آرزوها سرگرمشان نمايد ؛ پس به همين زودى [ حقّانيّت اسلام و فرجام شوم خود را ] خواهند فهميد .
و ضد اين قصر امل است
و امل خاصه آن است كه حيات و بقا خواهد جهت عمل خير و تمامى آن را ، به شرط صلاح مستثنى كند ؛ زيرا كه تواند بود كه خيرى معين باشد و بنده را در آن يا در اتمام آن صلاح ننهاده باشد ، براى آن كه به سبب آن خير در آفتى افتد كه آن خير بدان آفت وفا نكند . پس به شرط صلاح مقيّد ببايد كرد ، پس روا نباشد بنده را كه ابتدا هر خير كه كند ، از نماز و روزه و غيره آن در هيچ يك حكم كند به تمامى آن ؛
هامش
( 1 ) - حجر ( 15 ) : 3 .