و نظر و تأمّل كردن در كارها تأنّى كردن در عمل است به اناءت و اتّباع آن .
امّا توقّف ضد آن تعسف است شيخ ما رحمة اللّه عليه گفت : ميان توقّف و تأنّى فرق است .
توقّف آن باشد كه پيش از آن كه در كارى شروع كنى ، رشد كار معلوم كنى .
و تأنّى آن بود كه بعد از آن كه در كار شروع كنى ، حقّ هر جزوى از اجزاى آن كار بگزارى و مقدّمات اناءت ذكر خطرها است كه مردم را در كارها فرا پيش آيد ، از انواع آفات و مخاوف و تذكّر آنچه در تثبّت است و فكر سلامتى و آنچه در تعسّف و استعجال است از ندامت و ملامت .
معنى كبر
امّا كبر : بدان كه كبر ، خاطرى است كه در ترفّع نفس و تعظيم او و تكبر در پى آن خاطر رفتن است و تواضع خاطرى است در فروتن قدر نفس و حقير داشتن او و تواضع پيروى كردن آن خاطر كردن است و هر يكى را از اين عامى هست و خاصى :
امّا تواضع عامى آن است كه به ملبس و مسكن و مركب دونقدر و كفايت خود كند و تكبر در مقابلهء آن ، آن كه در اين اشيا ترفع ورزد .
و تواضع خاصى آن است كه نفس را رام كند بر آن كه حق از همهكس قبول كند ، وضيع و شريف و صغير و كبير و تكبّر در مقابله آن ، اين ترفّع كند و آن معصيت محض است و خطيئتى عظيم .
پس حصن تواضع عامى آن است كه ابتدا و انتهاى خويش ياد كنى و حالى كه در آنى از انواع آفات و اقذار تذكّر فرمايى . چنان كه گفتهاند :