آنجا كه حريم بىنيازى است * انديشهء ما خيال بازى است
حرفى كه رود ز راه تقليد * خرسندى طبع دان نه توحيد
قومى كه زجمله پيش ديدند * در آينه عكس خويش ديدند
همواره بگرد خود تنى تو * آنگه دم معرفت زنى تو
در آينه ديدهاى هوا را * گويى كه شناختم خدا را
آفت چهارم : كبر
خصلتى است هلاك كننده به يكبارگى خداى تعالى فرمايد :
[
أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ ]
« 1 »
.
سر پيچيد و تكبّر ورزيد و از كافران شد .
و اين خصلت چون خصلتهاى ديگر نيست كه آن خصلتها در عمل قدح كند و اين در اصل و در دين و اعتقاد قدح كند .
و چون قوى و غالب آيد تدارك دشوار باشد و كمتر چيزى كه از او پديد آيد چهار آفت است :
يكى : حرمان از حق و معرفت آيات و احكام حق تعالى . چنانچه فرمود :
[
سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ]
« 2 »
.
به زودى كسانى را كه در روى زمين به ناحق گردنكشى و تكبّر مىكنند از [ فهم ] آياتم بازمىدارم .
همچنين فرمود :
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 34 .
( 2 ) - اعراف ( 7 ) : 146 .