خدايا ! ما را صبرى ده بر تمامى نعمت و نيكو حالى بندگان خود .
پس چنين دردى بدين رسوايى را معالجت مهم باشد و بدان مشغول بايد شد به توفيق اللّه تعالى .
عارف وارسته ، جمالى اردستانى گويد « 1 » :
آنان كه در اين جهان فانى * جويند حيات جاودانى
از هستى خويش عار دارند * بر دل همه داغ يار دارند
همخانه و يار مقبلان باش * همراه و رفيق بىدلان باش
اين منزل و راه مرد باشد * مردى كه زخويش فرد باشد
دانا نشود كسى به تكرار * زنهار بكوش و دل به دست آر
دلهاى پر از غبار و آشوب * هرگز نشود مقام محبوب
اندر پى هر نظر نظرهاست * وندر سر هر سفر سفرهاست
اى غافل تنپرست تن دوست * تا چند روى چو سگ پى پوست
ايمان به حيات جان ندارى * جز همّت آب و نان ندارى
عارف حيل و حسد نداند * در ديده به جز احد نداند
آزار دل كسى نجويد * خارى كشد و گلى نبويد
آفت سوّم : استعجال
اما استعجال ونزق : بدان كه اين خصلتى است كه به واسطهء او مقصود فائت شود و بنده را در معصيت اندازد و چهار آفت از او پديد آيد :
اوّل آن كه مرد عابد قصد خير دارد و در آن جدّ و جهد مىنمايد و وقت باشد كه
هامش
( 1 ) - شعر از مؤلف به متن غزالى اضافه شده است .