چيزى به انسان نمىدهد ؛ زيرا چيزى ندارد كه به انسان بدهد . غير خدا آدمى را به فقر مادى و معنوى مىكشد و دنيا و آخرت انسان را به باد مىدهد ووسيلهء هلاكت ابدى آدمى را فراهم مىنمايد بنابراين عارف از غير حق ، رسالت انبيا ، امامت امامان عليهم السلام ، حكمت حكيمان ، عرفان عارفان واقعى ، اخلاق حسنه و اعمال پسنديده ، سخت گريزان و به شدّت در ترس و وحشت است .
كسى كه از امور زيانبار و خسرانآورِ غير قابل جبران گريزان نباشد ، بايد بداند كه هنوز ترس از مقام خدا و وحشت از عقاب فردا ، در دل او جاى نگرفته است گرچه خود را عارف بداند به وادى عرفان اسلامى قدم نگذاشته است .
راستى مگر رشد و كمال ، بصيرت و بينايى و يافتن و رسيدن به اصل معرفت با ادّعاى بدون عمل و دعواى بدون سرمايه امكانپذير است ؟ !
از چه چيز بايد گريخت
به طور كلّى از آيات و روايات و آثار اسلامى استفاده مىشود :
انسان بايد از دو چيز و هرچه وابسته به آن دو چيز است سخت گريزان باشد :
1 - از همنشينى با گناهكار و فاسدى كه اميد بازگشت و توبه به او نمىرود از آنجا كه نشست و برخاست با اين افراد مانع راه رشد و كمال انسانى است ، بايد تا سر حدّ ريشه كن شدن ارتباط ، با او به مبارزه برخاست .
2 - آنچه از ديدگاه قرآن و اخبار به عنوان گناه و امر حرام معرّفى شده است .
در اينجا به بخشى از آيات و رواياتى كه مربوط به اين دو واقعيّت است اشاره مىكنيم :