تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
كنيم خود كتاب مستقلّى مىطلبد . آيا با توجّه به اين معانى بلند و با دقّت در اين مضامين عالى كه نمايشگر گوشه‌اى از صفات آن جناب است ، ممكن است دل با تمام وجودش خريدار عشق او نگردد ؟ آن كدام دل است كه پس از يافتن اين واقعيّت ، غرق در عشق او نگردد ؟ به فرمودهء قرآن اين دل ، دلى است چون سنگ يا سخت‌تر از سنگ ، آنان كه دلى در گروه عشق او داشتند و جان و سر از پى آن عشق روانه كردند ، پس از اين معرفت به آن گوهر ارزنده دست يافتند . بدون اين معرفت ، آن هم معرفتى كه پايه‌اش قرآن و ريشه‌اش آثار محمّد و آل محمّد عليهم السلام است ، آيا تحصيل اين عشق ممكن است ؟ آرى ، آنان كه اين چنين عاشق شدند با كليد معرفت درب بسته شدهء محبّت و عشق به او را به روى خود گشودند . عاشقان حضرت دوست اين چنين مويه مىكنند :
دلى كو با تو شد همراه و همبر * چگونه مهر بندد جاى ديگر دلى كو را تو هم جانى و هم هوش * از آن دل چون شود يادت فراموش آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند * فرزند و عيال و خان و مال را چه كند
ديوانه كنى هر دو جهانش بخشى * ديوانهء تو هر دو جهان را چه كند ما را سر وسوداى كس ديگر نيست * در عشق تو پرواى كس ديگر نيست جز تو دگرى جاى نگيرد در دل * دل جاى تو شد جاى كس ديگر نيست يا رب زشراب عشق سرمستم كن * وز عشق خودت نيست كن و هستم كن « 1 »
و نيز زمزمه مىكنند :
روضه روح من رضاى تو باد * قبله‌گاه در سراى تو باد
هامش
( 1 ) - بابا طاهر عريان .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 274 | شيخ حسين انصاريان