خوف از خدا در دعاهاى اسلامى
حضرت على عليه السلام در دعاى كميل از خداوند بزرگ مىخواهد كه ترسش از پروردگار ترس اهل يقين باشد ، ترسى كه از ابتداى ظهورش در انسان ، تا لحظهء مرگ ، نمىگذارد آدمى به گناه دچار گردد ، مىفرمايد :
وَأَخافَكَ مَخافَةَ الْمُوقِنين « 1 » .
و بترسم از تو مانند ترسيدن يقينكنندگان .
حضرت سجّاد عليه السلام در زيارت امين اللّه در ارزش اشكى كه به خاطر ترس خدا ، از ديدگان جارى شود مىفرمايد :
وَعَبْرَةَ مَنْ بَكى مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ .
اشك ديده آن كس كه از ترس تو جارى مىشود باعث آمرزش صاحب اوست .
آن حضرت با پروردگار عالم راز و نيازى دارند ، تحت عنوان راز و نياز خائفان كه ترجمهء آن بدين قرار است :
پروردگارا ! آيا پس از ايمانم به وجود مقدّست ، به عذاب فردا دچارم مىكنى ، يا بعد از اين همه عشقم به حضرتت مرا از خود دور مىنمايى ؟ با اميدى كه به رحمتت دارم و اين كه تو اهل گذشت هستى ، آيا از عنايتت محرومم مىدارى ؟ اى كسى كه به تو پناه آوردهام ! مرا وامىگذارى و از پناه دادنم خوددارى مىكنى ؟ نه تو آن مولايى نيستى كه پناهنده را از پيشگاهت برانى .
اى كاش برايم معلوم بود كه مادرم مرا براى بدبخت شدن زاييده ، يا براى كشيدن بار مشقّت و تحمّل زحمت بيهودهء تربيت كردن ؟ اگر اين است كه من با سوء
هامش
( 1 ) - البلد الأمين : 191 ؛ مصباح الكفعمى : 559 ، فصل الرابع والاربعون .