آنان به عنوان عباد صالح ياد شده است .
اين خوف در هركس نباشد ناقص است و بنا به فرموده نبىّ بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله :
ناقص ملعون است .
اگر اين خوف ، يعنى خوف از عظمت حق و كوچكى خود ، خوف از مقام خدا ، خوف از جريمه جرم ، خوف از سوء عاقبت بر اثر عدم تربيت در آدمى نباشد چه علّتى براى رشد و تكامل و مصون ماندن از خطرات درونى و بيرونى وجود دارد ؟
اگر اين خوف نباشد ، چگونه انسان بندهء حق مىشود و به چه سبب از گناه خوددارى مىكند و چگونه درصدد دور كردن خود از عذاب فردا برمىآيد ؟ !
بدون اين خوف چگونه ، انسان ، انسان است و با چه وسيلهاى ، مىتواند با دشمنان شرف و فضيلتش مبارزه كند ؟
حكمت در قرآن
قرآن مجيد در آيات گوناگونى حكمت را - كه مجموعهاى از واقعيتها الهامى و عقايد حقّه و اعمال پسنديده و نورانيّت الهيّه و حالات عالى درونى است - از اعظم نعمتها و بهترين نيكىها دانسته و اصل حكمت و آراستگان به آن را ستوده است .
در سورهء بقره مىفرمايد :
[
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً ]
« 1 »
.
حكمت را به هر كس بخواهد مىدهد ، و آن كه به او حكمت داده شود ، بىترديد او را خير فراوانى دادهاند .
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 269 .