أَنَا أَخْوَفُكُمْ مِنَ اللّهِ « 1 » .
خائفترين شما از خدا من هستم .
چه مسائل مهمّى كه از خوف انبيا در قرآن و كتب اسلامى نقل شده و چه برنامههاى پر اهميّتى در اين زمينه از اولياى خدا و ائمهء هدى عليهم السلام و عارفان الهى به ما رسيده ، نشنيدهايد كه سر حلقه عارفان و روح عاشقان ، على عليه السلام شبى چند بار از خوفى كه از عظمت حق داشت و از اوضاع جهان بعد نسبت به آنان كه مورد لطف نخواهند بود از خود بى خود مىشد ! !
سالكان راه مىگويند :
كمترين درجه خوف آن است كه در اعمال و اطوار تجلى كند ، آنجا كه انسان از هر گناهى كناره گيرد ، معلوم مىشود از خوف بهرهور است و تازه اين خوددارى از گناهان در فرهنگ الهى ورع شمرده شده و چنانچه انسان از شبهات بپرهيزد داراى تقوا گشته و چون نظر از غير حق بردارد و هيچ نفسى جز به ياد او نكشد داراى صدق شده و در زمره صديقان آمده است .
خوف پر و بالى است كه به وسيلهء آن بندگان حضرت حق ، به سوى هر مقام شايستهاى پرواز كرده و به سبب آن از منازل پر هول آخرت با كمال اطمينان عبور مىكنند .
كسى كه غرق در شهوات است و آلوده به هر لذّت حرام و ترسى كه او را از افتادن در لجنزار گناه حفظ كند نداشته باشد ، چگونه مىخواهد از عذاب فردا درامان باشد ؟
در خبر مهمّى از حضرت صادق عليه السلام چنين مىخوانيم :
هامش
( 1 ) - جامع السعادات : 1 / 203 .