و بايد دانست كه حضرت او را بر خود هيچ حجابى نيست و تمام هستى از مقام ( هو ) يعنى هويت ذات يكتا كه به مقام غيب الغيوب تعبير شود و مقام تجلّى كه مقام الهيت و ذات مستجمع جميع اسماء و صفات كماليه است و مقام تجليات اسمايى كه نزد حكيم ، عالم ربوبى و عالم عنايت و نظام ربانى است و نزد عارف ، عالم تجلّى فيض اقدس و ظهور علمى ماهيات امكانى در حضرت علميه يا نشئهء اعيان ثابته است ، تا مقامات تجلّيات افعالى فيض مقدس كه حقايق آفرينش و ظهورات عينى خلقى است ، يعنى تمام عوالم لاهوت و جبروت و ملكوت و ناسوت و كرات بىحد و نهايت اين فضاى نامتناهى كلًا و جزءاً بر ذات او آشكار و هيچ خفا و غيبت در سماوات عوالم ارواح مجرّده و اراضى اشباح ماديه ، بر آن حقيقت محيط بر كل نخواهد بود ، لكن آن ذات يگانه يكتا را از خلق خود حجابهاى بسيار بلكه نامتناهى است ؛ زيرا هريك از وجودات نامتناهى كه تجليات حقند و هريك از ماهيات بىنهايت كه مظهر تعينات اسماء الهىاند ، بر رخسار آن وجود صرف و حقيقت مطلقه و هستى محض حجاب خواهند بود و هيچيك از مراتب خلقى از مقام عقل اول و حقيقت محمديّه تا ساير قواى ادراكى آن شاهد كل الجمال را بىحجاب نتوانند ديد و جز خود او هيچكس آن حسن كلى را بىپرده و به كنه مشاهده نتواند كرد و به طور كلّى آن حجب بىنهايت بر دو قسم است : نورانى و ظلمانى .
حجاب نورانى و حجاب ظلمانى
حجاب ظلمانى توجه به لذّات و شهوات حيوانى و آمال و اميال نفسانى و نظر به ماهيات امكانى و توجه به خود و خلق از جهت خلقى است .
امّا حجاب نورانى دو نوع است : يكى سبحات و انوار جلال كه در اين حديث به