توحيد ، به ويژه توحيد در عبادت است . توحيد در عبادت يعنى رها شدن از پرستش غيرخدا و تنها پذيرش بندگى او .
بسيارى از مردم همراه با اعتراف به توحيد خالقيّت ، گرفتار انواع گوناگون شرك در عبادت هستند . برخى به صورت آشكار بت و مجسّمه را مىپرستند و برخى در مقابل فراعنه به خاك مىافتند و برخى با ريا در عبادت ، غيرخدا را منظور مىكنند .
انبيا عليهم السلام وظيفهء خود دانستند كه هم صفحهء دل انسانها را از روث شرك جلى و خفى پاك و از اسارت هواى نفس رها سازند و هم صحنهء جامعهء بشرى را از لوث زنگارهاى پرستش غيرخدا تطهير كنند تا بندگان خدا با عبادت او به كرامت و حريّت واقعى خود ، دست يابند .
ه ) شرك در عمل
اگر شرك جلى را مخصوص بتپرستان مىدانيم ، شرك خفى را نيز مىتوان شركِ عالَم ناميد ؛ زيرا صمدى و صنمى هر دو به آن مبتلا مىشوند . همان گونه كه توحيد درجات و مراتب متعدّد دارد ، شرك نيز داراى دركات متعدد است . به طورى كه بيشتر كسانى كه ايمان آوردهاند ، كم و بيش رگههايى از شرك ، در عقايد ، اعمال و گفتارشان وجود دارد :
وَ مَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُم مُّشْرِكُونَ » « 1 »
و بيشترشان به خدا ايمان نمىآورند مگر آنكه [ براى او ] شريك قرار مىدهند .
شايد به همين جهت قرآن ، مؤمنان را به كسب مراتب عالىتر ايمان به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله دعوت مىكند :
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) : 106 .