اى داود ! اگر رويگردانان از من بدانند كه چه انتظارى براى آنان مىكشم و چه مهرى به آنان مىورزم و چه اشتياقى به ترك معاصى از سوى آنها دارم ، هر آينه از شوق من بميرند و از عشق به من بندهاى بدنشان از هم جدا گردد . « 1 » نيكوست بدانيم از حضرت على عليه السلام پرسيده شد به چه دليل شيفتهء ديدار خدا هستى ؟ حضرت فرمود :
چون ديدم كه خداوند ، دين فرشتگان و فرستادگان و پيامبران خود را براى من برگزيد ، دانستم كسى كه مرا چنين گرامى داشته است فراموشم نمىكند . از اين رو دوستدار ديدار او شدم . « 2 » حضرت در نامهاى به معاويه ، دليل حركت مبارزان و مجاهدان براى پيكار با دشمن را چنين نوشتند :
وَ أَنَا مُرْقِلٌ نَحْوَكَ فى جَحْفَلٍ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَ التَّابِعينَ لَهُمْ بِاحْسانٍ شَديدٍ زِحامُهُمْ ساطِعٍ قَتامُهُمْ مُتَسَرْبِلينَ سِرْبالَ الْمَوْتِ احَبُّ اللِّقاءِ الَيْهِمْ لِقاءُ رَبِّهِمْ . « 3 »
من با سپاهى از مهاجران و انصار و تابعين كه راه آنان را به نيكويى پيمودند به شتاب به سوى تو مىآيم لشگرى سخت انبوه كه گرد و غبارشان فضا را گرفته و جامهء مرگ به تن دارند و بهترين ملاقات براى آنان ، لقاى خداوند است .
در بخشى از نامهاى به مالك اشتر و اهل مصر ، اشتياق خويش را به ديدار دوست يادآور شدند :
هامش
( 1 ) - المحجة البيضاء : 8 / 62 ؛ جامع السعادات : 3 / 103 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 6 / 127 ، باب 4 ، حديث 11 ؛ الخصال ، شيخ صدوق : 1 / 33 ، حديث 1 .
( 3 ) - نهج البلاغه : نامهء 28 .