و ديگر هالهاى از ابهام باقى نمىماند ، پس پردهها و سويداى دلها بيرون ريخته شود و درجهء ايمان و نفاق انسانها نمايش داده شود ، پس بيشتر آدميان از وجود خود وجود شرمنده و حسرت زده مىشوند و كافران و منافقان درخواست برگشت به دنيا مىكنند ، بنابراين بايد براى :
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ * فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَ لَانَاصِرٍ » « 1 »
روزى كه رازها فاش مىشود . * پس انسان را [ در آن روز در برابر عذاب ] نه نيرويى است و نه ياورى .
انديشيد .
در اينجا يكى از علماى بزرگ در شرح حال خويش آورده است :
« من در دنيا به گونهاى زندگى كردم كه اگر همه حالات - غير از اسرار خانوادگى - مرا به همهء مردم اعلان كنند ، هرگز شرمنده نخواهم بود . »
يعنى اعمال ظاهرى و پنهان ايشان مايهء خجالت و نگرانى نيست ؛ اگر به فرض كار ناشايستى هم سرزند بايد به توبه و عذرخواهى پاكسازى نمايد ، تا نامهء عمل او نورانى بماند و از خداوند درخواست كند كه با او به رحمت و رأفت رفتار كند و در برابر ديد مردم به صورت علنى محاكمه نكند و مردم به افكار و اعمال نادرست او آگاه نشوند و اميد تمام به لطف و فيض گسترده او داشته باشد .
كسانى كه در دنيا از خطاى ديگران زود گذشته و در رفتار با مردم سختگيرى نداشتهاند ، خداوند در قيامت با عفو و گذشت و آسانى با او رفتار مىكند و در مقابل آنان كه بسيار سختگير و بدگذشت هستند و همهء ريزهكارىهاى رفتار ديگران را به حساب مىكشند ، به همين صورت از اندك و انبوه اعمال آنان پرسش دقيق مىشود و رسيدگى به سختى انجام مىشود . پس آنگاه معناى عدالت حق را درك مىكنند .
هامش
( 1 ) - طارق ( 86 ) : 9 - 10 .