أَبيكَ وَ شَبابُهُمْ بِمَنْزِلَةِ إِخْوَتِكَ وَ عَجائِزُهُمْ بِمَنْزِلَةِ أُمِّكَ وَ الصِّغارُ بِمَنْزِلَةِ أَوْلادِكَ . « 1 »
و حق همكيشان تو اين است كه در نهان خانهء دل ، خواستار سلامت آنان بوده و نسبت به آنان دلسوز باشى و با بدانشان مدارا كرده ، و با آنان انس و الفت برقرار كرده و خواستار اصلاحشان باشى ، و نيكوكارشان را سپاسگزار بوده و دست آزار خويش از آنان باز دارى و براى آنان دوست بدارى آنچه براى خود دوست مىدارى ؛ و برايشان ناپسند شمارى آنچه براى خود نمىپسندى و بايد كه پيرمردان آنان برايت به منزلهء پدر و جوانانشان به منزلهء برادر و پيرزنان آنان به جاى مادرت و كوچكان به مانند فرزندانت باشند .
همه در جامعهء اسلامى داراى حقوق فردى و اجتماعى هستند و اسلام در ميان آنها پيوند همكيشى ايجاد كرده است و در دل ارتباط و محبّت و دوستى به خاطر خدا مىكنند و هيچ هدفى آنان را از تلاش و سير به سوى خدا باز نمىدارد .
از فرازهاى دعاى حضرت چنين برداشت مىشود ؛ توجّه و عنايت به گذشتگان از پدر و مادران و بزرگان دينى ، انسان را از دايرهء ذهن كوچك و شخصيّت محدود بيرون كشيده و او را به گذشته و آيندهاش پيوند مىزند . تجربه نياكان و خاطرات زندگى آنان ، ره توشه آيندگان مىشود .
از سوى ديگر اين ديد گسترده ، پرده از نياز انسان به دعاى ديگران بر مىدارد كه در دل خود هر چه را ديگران براى خود مىخواهند و زمينههاى سعادت را براى خويش فراهم كردهاند براى او نيز بسازند ، تا با عبور از او نسل بعد هم بهرهمند گردد .
از اين رو طلب عفو و مغفرت براى آنان و دعا براى شادى روح آنان ، در تداوم نظارت و عنايت آنان در عالم ارواح بر زندگان و توفيق يافتن در راه حق ، مؤثّر است .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 71 / 9 ، باب 1 ، حديث 1 ، باب جوامع الحقوق ؛ تحف العقول : 270 .