تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
نموده است . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : لايَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ فى قَلْبِهِ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ كِبْرٍ وَ لايَدْخُلُ النَّارَ مَنْ فى قَلْبِهِ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ ايمانٍ . « 1 » هرگز داخل بهشت نشود بنده‌اى كه در دلش به اندازهء يك دانهء خردل از كبر و غرور باشد و داخل آتش نشود بنده‌اى كه به اندازهء يك خردل ، ايمان داشته باشد . آرى ، شخص متكبّر در واقع در مقابل خدا شرك ورزيده ، و خود را در بزرگى خدا شريك مىبيند و به جاى خداوند بر كرسى پادشاهى مىنشيند ، و ديگر خود را نيازمند به دعا و درخواستِ از خدا نمىبيند ، و حال آن كه اگر كمى از خواب غفلت بيدار مىشد و تواضع پيشه مىكرد مىفهميد كه دعا ، رابطهء معنوى ميان خالق و مخلوق و رشتهء پيوند ميان عاشق و معشوق مىباشد و وسيله‌اى براى درآمدن به اندرون قلعهء محكم و چنگ زدن به آن دست آويز استوار است كه به اين غرض نهايى و مقصد اعلى ، امكان وصول نيست ، مگر آن كه به هر اندازه ممكن است به معناى دعاها توجّه يافته و به مقدار توانايى ، به سرّ و حقيقت آنها پى برده شود . و متكبّر چه بدبخت است كه با اين صفت رذيلهء خود چنان به سرازيرى سقوط قرار مىگيرد كه خداوند مىفرمايد : يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلّ قَلْبِ مُتَكَبّرٍ جَبَّارٍ » « 2 » اين‌گونه خدا بر دل هر گردنكش زورگويى ، مُهر [ تيره‌بختى ] مىنهد . خداوند بر قلب مغرور مهر مىزند كه ديگر اميدى به نجات او نيست و چون در
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 8 / 355 ، باب 27 ، حديث 7 ؛ معانى الأخبار : 241 ، حديث 3 . ( 2 ) - غافر ( 40 ) : 35 .