خواهد شنيد كه : فرصت گذشته و تو را مهلت آن نيست كه خداوند در اين باره مىفرمايد :
مّن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبّ لَوْلَآ أَخَّرْتَنِى إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ » « 1 »
پيش از آنكه يكى از شما را مرگ در رسد و بگويد : چرا مرا تا مدتى نزديك مهلت ندادى .
در تفسير اين آيهء شريفه چنين آمده است كه :
در وقت جان كندن ، بعد از آن كه پرده از روى كار برداشته شود و اين شخص بر زشتى كردهء خود اطلاع يابد ، مىگويد : اى ملك الموت ! چه شود كه اگر يك روز ديگر مرا مهلت دهى كه در آن عذر گناهان خود را از پروردگار خود بخواهم و توبه و انابه نمايم و به واسطهء آن توشهاى از عمل صالح بردارم ؟
جواب مىشنود : كه ايام منقضى شده است و روزى از براى تو نمانده ، كه تو را فرصت آن دهيم .
سپس بگويد : يك ساعت مرا مهلت ده !
جواب مىشنود كه : ساعتهاى تو نيز در معرض فنا و زوال بوده و مهلت در آن نيز ميسّر نيست ، پس در توبه به روى او بسته شود و او را به دوزخ كشانند و ساقى يأس و نااميدى ، شراب حسرت و ندامت بر تضييع عمر و تلف كردن اوقات بر او بنوشاند ، و بسا باشد كه از هول صدمات آن حال ، تزلزل در بنيان ايمان او راه يابد و اصل دين او نيز بر جاى نماند .
خطر دوّم : آن كه از تراكم ظلمت و معاصى و نشستن غبار گناه بر آينهء دل او ، آن چنان زنگارى ايجاد شود كه ديگر به صيقل هيچ توبه و انابهاى نتوان به آن جلا داد
هامش
( 1 ) - منافقون ( 63 ) : 10 .