حكايت سيده نفيسه
از نمونههاى تاريخى چنين بزرگانى كه با قرآن كريم پيوند عارفانه داشتهاند ؛ « سيدهء نفيسه فرزند حسن بن زيد بن حسن مجتبى عليه السلام ، همسر اسحاق بن امام جعفر صادق عليه السلام ، صاحب جلالت و فضيلت در خاندان رسالت و ولايت بوده است . او در خانهء خود قبرى ساخته و در آن مشغول به قرائت قرآن و اقامهء نماز مىشد و بدين حال توانست هزاران بار قرآن را ختم كند . هنگامى كه در ماه مبارك رمضان لحظهء رحلت او فرا مىرسد به او گفتند : كه روزه ات را باز كن . گفت : من سى سال است كه از خداوند خواستهام كه او را در حال روزه ديدار كنم ، هرگز چنين نكنم و اكنون وقت آن رسيده كه خداوند دعايم را مستجاب كند .
سپس مشغول به قرائت سورهء انعام شد و لحظهاى كه به آيهء لَهُمْ دَارُ السَّلمِ رسيد ، براى آنان بهشت آماده است ، جان به جان آفرين تسليم كرد .
سيدهء نفيسه در ماه رمضان ، سال دويست و هشتاد در ديار مصر دار فانى را به سوى دارالسلام وداع نمود و همسر او اسحاق خواست جنازهء او را به مدينه منتقل كند تا در بقيع دفن نمايد ، پس مردم مصر از او خواستند كه براى تبرّك و زيارت جنازهء پاكيزه او را باقى بگذارد و به او هداياى زيادى تقديم كردند ولى او نپذيرفت .
شبانگاه پيامبر صلى الله عليه و آله را در خواب زيارت نمود و حضرت به او فرمود :
اى اسحاق ! دخترم را رها كن در مصر دفن شود ؛ با اهل مصر دربارهء نفيسه مخالفت مكن ، پس همانا رحمت خدا به بركت مقام او بر مردم نازل گشته و بلا از آنان بر طرف مىشود . » « 1 »
هامش
( 1 ) - سفينة البحار : 8 / 301 ، السيدة نفيسة ؛ وسائل الشيعة : 20 / 137 ، خاتمه ، چاپ اسلاميه ؛ الإرشاد ، شيخ مفيد : 2 / 211 .