آنگاه كه حق تعالى مىفرمايد :
يَوْمٌ لَّامَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ » « 1 »
روزى فرا رسد كه از سوى خدا هيچ بازگشتى براى آن نيست .
مراد روز قيامت است نه روز مرگ ؛ كه هيچ كسى در برابر اراده و فرمان او براى بازگشت نمىتواند تصميم بگيرد و حتى براى دفاع از گناهان هم راههايى كه تصوّر مىكند ، بسته مىشود . از بازگشت يقينى و جان پناه و ابزار دفاعى و دوستى هم به طور كلى محروم است . و با حضور شهود و كاتبان اعمال ، جاى انكار و عذر هم باقى نمىماند .
أصمعى مىگويد :
نيمه شبى كه همه جا را سكوت فراگرفته بود به طواف خانهء خدا رفتم ؛ ديدم كه جوانى زيبارو و خوش قامت پردهء كعبه را گرفته و با سوز و آه وصف ناپذيرى با خدا مناجات مىكرد :
چشمها به خواب رفته است و ستارگان در آسمان دميدهاند و تو پادشاه زنده و پايدار جهان هستى ، در اين تاريكى شب همه شاهان ، درهاى كاخهايشان را بستهاند و نگهبانان بسيارى بر آن گماشتهاند . ولى درِ خانهء تو به روى نيازمندان همواره باز است و اين كه من به درگاه تو پناه آوردهام تا به من با نظر رحمت بنگرى ، اى مهربانترين مهربانان .
سپس حضرت اشعارى زيبا را سرود كه مفهوم آن اين است :
اى خدايى كه دعاى بيچارگان را در تاريكىهاى شب اجابت مىكنى و اى كسى كه دردها و رنجها و بيمارىها را بر طرف مىكنى . همه مهمانان تو در
هامش
( 1 ) - شورى ( 42 ) : 47 ؛ روم ( 30 ) : 43 .