[ « 1 » اللَّهُمَّ يَا كَافِيَ الْفَرْدِ الضَّعِيفِ وَ وَاقِيَ الْأَمْرِ الْمَخُوفِ أَفْرَدَتْنِي الْخَطَايَا فَلَا صَاحِبَ مَعِي وَ ضَعُفْتُ عَنْ غَضَبِكَ فَلَا مُؤَيِّدَ لِي وَ أَشْرَفْتُ عَلَى خَوْفِ لِقَائِكَ فَلَا مُسَكِّنَ لِرَوْعَتِي ]
خدايا ! اى بىنياز كنندهء فرد ناتوان ! و اى حافظ بندگان از حادثهء ترسناك ! خطاها مرا دچار تنهايى كرده ؛ پس همنشينى كه وزرو و بال و عذاب خطاها را از من دفع كند برايم نيست ، و از تحمل خشمت ناتوان شدهام ، و نيرو دهندهاى برايم نمىباشد ، و بر ترس ديدارت ، به وقت مرگ و قيامت ، آن هم ديدارى نامناسب و هولناك نزديكم ، و آرام بخشى براى ترسم وجود ندارد .
جملات اين دعا لرزه بر اندام انسان مىاندازد ، قلب را تا مرز از كار ايستادن مىبرد ، باطن را از خوف و وحشت مالامال مىكند ، اشك ديده را بر گونهء شرمسار و بر چهرهء خجالت زده جارى مىسازد ، سخن از موجودى ضعيف و ناتوان در برابر قدرتى بىنهايت در بىنهايت است ، بحث دربارهء آلوده دامن و گنهكار شرمنده در مقابل آفرينندهء هستى است ، كلام در اين مقوله است :
انسانى كه استعداد مقام خلافت از جانب ربّ را داشته ، بر اثر معصيت به اسفل سافلين بدبختى رسيده ، و خود را از همه موجودات بيگانه نموده ، و از رحمت حضرت حق تنها مانده ، براى او يارى نيست ، و وى را قدرت تحمل غضب حضرت منتقم نمىباشد ، مرگش نزديك شده و تسكين دهندهاى براى ترس و خوفش
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٧١