در دنيا شخصى كه بر اثر غفلت ، تخلّف نموده ، نه تكليف جبرانى دارد و نه مستحق كيفر است . اين غفلت مستند به ساختمان طبيعى مغز است كه گاه دچار آن مىشود و دستورى را ناديده مىگيرد ؛ مانند روزهدارى كه به قصد اطاعت امر خداوند و وظيفهء شرعى امساك كرده است ، امّا روزى در اثر غفلت و برحسب عادت طبيعى بدون اين كه ماه رمضان در خاطرش باشد روزه را شكسته است . روزهء او به اين عمل سهوى باطل نمىشود و كفارهاى به عهدهاش نمىآيد .
البته بايد دانست در انجام عمل سهوى خوب يا بد ، اثر وضعى آن از بين نمىرود ، يعنى فايدهها و ضررهايى به طور تكوينى يا طبيعى به همراه دارد . كسى كه مال ديگرى را به غفلت تلف كند ، چون نيّت بدى نداشته ، مرتكب گناه نشده ولى ضامن قيمت آن مال است . يا كسى كه مالى را بدون توجه به فقيرى ببخشد و قصد صدقه نكند ، ولى چون به انسانى كمك كرده است ؛ بلاگردانى حق و دعاى خير او ، به بخشندهء مال مىرسد .
به هر حال از بىتفاوتى و بىاعتنايى در صورتى چشمپوشى مىشود كه جنبهء عادت پيدا نكند و گرنه چشمهء عقل و بينايى انسان را كور كرده و نفس را به سركشى وادار مىكند .
در مضمون روايات معصومان عليهم السلام ، غفلت به معناى كوتاهى و سهل انگارى در محاسبهء نفس و بررسى اعمال روزانه است . رها كردن نفس و روزمرّگى زندگى ، انسان را بيهوده و حيوانى بار مىآورد و نتيجهء آن ، اين كه در دنيا مانند حيوانات و جنبندگان مىچرند و در آخرت كر و كور و لال محشور مىشوند ؛ زيرا چشمههاى دل و فكر را به سوى حقيقت بستهاند و تكرار غفلتها آنها را محروم ساخته است .
حضرت على عليه السلام دربارهء زيان غفلت از نفس مىفرمايد :
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 63
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٦٣