بزرگ و غلام و آزاده ، همگى در زير سايهء امن و لطف ايشان درمان حقيقى مىشدند .
در روايت است :
امام سجّاد عليه السلام غلام خود را سه بار براى كارى صدا زد ولى غلام اعتنايى به فرمان حضرت نكرد . غلام در بار سوم جواب داد ، امام به او فرمود : اى پسرم ! آيا صداى مرا نشنيدى ؟ گفت : بلى . فرمود : چرا پاسخ مرا ندادى ؟ گفت : از تو در امان هستم . امام فرمود :
الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى جَعَلَ مَمْلُوكِى يَأْمَنُنِىِ .
سپاس خدايى را كه زير دست مرا از من آسوده خاطر قرار داد . « 1 » بنابراين امنيت روانى و روحى در مداواى درونى و بيرونى بسيار مؤثّر است .
در اين گلشن زخوبانم گلى بس * ز جعد گلعذاران سنبلى بس
صف لشگر چه آرائى ز زلفت * بتاراجم سپاه كاكلى بس
در آن بستانسراى عشرت انگيز * ترانه ساز عيشى بلبلى بس
زدست لاله كى گيرم پياله * از آن نرگس مرا جام ملى بس
در اين گلشن سرا نورعلى را * نشيمن سايهء شاخ گلى بس
( نورعلى شاه اصفهانى )
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 46 / 56 ، باب 5 ، حديث 6 ؛ اعلام الورى : 261 .