جالب توجه اين كه قرآن در آيهء فوق علاوه بر ذكر همسايگان نزديك ، تصريح به حق همسايگان دور كرده است ؛ زيرا كلمهء همسايه معمولًا مفهوم محدودى دارد و تنها نزديك را در بر مىگيرد ، لذا براى توجه دادن به وسعت مفهوم آن از نظر اسلام راهى جز اين نبوده كه نامى از همسايگان دور نيز به طور صريح برده شود .
و نيز ممكن است منظور از همسايگان دور ، همسايگان غير مسلمان باشد ؛ زيرا حق همسايگى در اسلام منحصر به همسايگان مسلمان نيست و غير مسلمانان را نيز شامل مىشود ، مگر آنان كه با مسلمانان سرجنگ داشته باشند .
سپس دربارهء كسانى كه با انسان دوستى و مصاحبت دارند توصيه مىكند . ولى بايد توجه داشت كه « صاحب بالجنب » معنائى وسيعتر از دوست و رفيق دارد ، و در واقع هر كسى را كه به نوعى با انسان نشست و برخاست داشته باشد در بر مىگيرد ، خواه دوست دائمى باشد يا يك دوست موقت ، همانند كسى كه در اثناى سفر با انسان همنشين مىگردد . و اگر مىبينيم درپارهاى از روايات « صاحب بالجنب » به رفيق سفر :
رَفيقُكَ فِى السَّفَرِ . « 1 »
و يا كسى كه به اميد نفعى سراغ انسان مىآيد :
الْمُنْقَطِعُ الَيْكَ يَرْجُونَفْعَكَ . « 2 »
تفسير شده منظور اختصاص به آنها نيست ، بلكه بيان توسعهء مفهوم اين تعبير است كه همهء اين موارد را نيز در بر مىگيرد ، و به اين ترتيب آيه يك دستور جامع و كلى براى حسن معاشرت نسبت به تمام كسانى كه با انسان ارتباط دارند ، مىباشد .
هامش
( 1 ) - جامع البيان : 5 / 114 ؛ تفسير ابن ابى حاتم : 3 / 949 ، حديث 5300 .
( 2 ) - مجمع البيان فى تفسير القرآن : 3 / 83 ، ذيل آيهء 36 سورهء نساء ؛ تفسير آلوسى : 5 / 29 ، ذيل آيهء 36 سورهء نساء .