مطلق بودن احسان كه هر گونه نيكى را در بر مىگيرد و همچنين والدين كه مسلمان و كافر را شامل مىشود سومين و چهارمين تأكيد در اين آيه است .
نكره بودن كلمهء احسان كه در اين گونه موارد براى بيان عظمت مىآيد پنجمين تأكيد محسوب مىگردد .
هرگاه يكى از آن دو يا هر دو آنها نزد تو به سن پيرى و شكستگى برسند آن چنان كه نيازمند به مراقبت دائمى تو باشند از هرگونه محبت در مورد آنها دريغ مدار و كمترين اهانتى به آنان مكن ، حتى سبكترين تعبير نامؤدبانه يعنى « اف » به آنها مگو و بر سرآنان فرياد مزن و گفتارت با آنان كريمانه باشد ، نهايت فروتنى را در حق آنان رعايت كن و بگو الهى آنان را مشمول رحمتت قرار ده چنان كه در كودكى با من با رحمت برخورد كردند .
در حقيقت در اين دو آيه قسمتى از ريزه كارىهاى برخورد مؤدّبانه و فوق العاده احترامآميز فرزندان را نسبت به پدران و مادران بازگو مىكند .
از يك سو انگشت روى حالات پيرى آنها كه در آن موقع از هميشه نيازمندتر به حمايت و محبت و احترامند ، گذارده مىگويد : كمترين سخن اهانتآميز را بهمگو ! !
آنها ممكن است بر اثر كهولت به جائى برسند كه نتوانند بدون كمك ديگرى حركت كنند و از جا برخيزند ، و حتى ممكن است قادر به دفع آلودگى از خود نباشند ، در اين موقع آزمايش بزرگ فرزندان شروع مىشود .
آيا وجود چنين پدر و مادرى را مايهء رحمت مىدانند و يا بلا و مصيبت و عذاب ؟
آيا صبر و حوصلهء كافى براى نگهدارى احترامآميز از چنين پدر و مادرى را دارند ، و يا هر زمان با نيش زبان ، با كلمات سبك و اهانتآميز و حتى گاه با تقاضاى مرگ او از خدا قلبش را مىفشارند و آزار مىدهند ؟ !
از سوى ديگر قرآن مىگويد : در اين هنگام به آنها اف مگو ، يعنى اظهار ناراحتى و ابراز تنفّر مكن ، و با صداى بلند و اهانتآميز و داد و فرياد با آنها سخن مگو ، و باز تأكيد مىكند كه با قول كريم و گفتار بزرگوارانه با آنها سخن بگو كه همهء آنها نهايت ادب در سخن را مىرساند كه زبان كليد قلب است .
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٥٠