[ « 3 » وَ امْنُنْ عَلَيَّ بِالصِّحَّةِ وَ الْأَمْنِ وَ السَّلَامَةِ فِي دِينِي وَ بَدَنِي وَ الْبَصِيرَةِ فِي قَلْبِي وَ النَّفَاذِ فِي أُمُورِي وَ الْخَشْيَةِ لَكَ وَ الْخَوْفِ مِنْكَ وَ الْقُوَّةِ عَلَى مَا أَمَرْتَنِي بِهِ مِنْ طَاعَتِكَ وَ الاجْتِنَابِ لِمَا نَهَيْتَنِي عَنْهُ مِنْ مَعْصِيَتِكَ ]
و بر من منّت گذار ، به تندرستى و امنيّت و سلامت در دين و بدنم و بينايى در دلم ، و قاطعيت در امورم ، و هراس برايت ، و بيم از حضرتت ، و توان و نيرو بر آنچه از طاعتت به من فرمان دادى ، و دورى از نافرمانيت نسبت به آنچه مرا از آن برحذر داشتى .
امنيّت و سلامتى در دين و بدن
امنيّت روانى و جسمى انسان در گرو سلامتى در دين است ؛ زيرا باورها و اعتقادات سالم و عميق برگرفته از دريافت معارف حقيقى ، سبب آرامش و ايمنى روحى و بدنى مىشود . چنانچه بشر گرايشهاى دينى را در درجهء نخست همهء امور خويش قرار دهد خود و خانواده و جامعه را بيمه كرده است و به نفس و بدن خود اجازهء هر گونه بدانديشى و دست درازى به حقوق ديگران را نمىدهد ، پس همه آفرينش از وجود او در امان هستند .
اميرمؤمنان و امام متقيان على عليه السلام در ارتباط دين با امنيّت مىفرمايد :
إِنِّى إِذا اسْتَحْكَمْتُ فِى الرَّجُلِ خَصْلَةً مِنْ خِصالِ الْخَيْرِ احْتَمَلْتُهُ لَها وَ