تويى جان و تويى جانانهء دل * تويى ساكن ميان خانهء دل
منوّر باشد اى ساقى مدامم * ز عكس طلعت پيمانهء دل
دمى از غلغل ميناى وصلت * تهى هرگز نشد خمخانهء دل
چنان شمع رخت در دل بر افروخت * شده پابوس تو پروانهء دل
خيال گنج مهر جانفزايت * گرفته سربسر ويرانهء دل
شده در گلشن تن مرغ جان را * خط و خال تو دام و دانهء دل
مرا نور على چون مهر گردون * شده روشن به بام خانهء دل
( نورعلى شاه اصفهانى )
در هر صورت اگر از نعمت عافيت و سلامت چه در بدن ، چه در عقل ، چه در امور مادى و معيشت دنيايى برخورداريد ، قدر آن را بدانيد ، و آن را يك فرصت بى نظير الهى ببينيد و از اين فرصت و مهلت براى تأمين سعادت دو سرا بهره بگيريد ، و اگر از عافيت كم داريد از حضرت حق تمام عافيت را بخواهيد كه او از عنايت و لطف به شما بخل نمىورزد .