در تفسير جملهء فوق ، ابن اثير در ماده ضوء آورده است :
« يعنى آنان را به مشاوره و همفكرى نخوانيد و نظرات آنان را اهميت ندهيد ؛ زيرا رأى و نظر مانند روشنايى نور در سرگردانى و گمراهى است . » « 1 » بنابراين مقصود حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله برائت از مشركين و نرفتن زير بار پرچم كفار است . كه به نوعى نهى از منكر و تبرّى از هر گونه تسلط عقيدتى و ملكى و مالى و جانى و ناموسى كفّار بر مسلمانان است ؛ تا مرز حق و باطل مشخص بماند ؛ زيرا كه مسلمانان با هر گونه اعتماد و ارتباط و علاقمندى و سكونت با اهل كفر و باطل از ذمهء اهل اسلام خارج مىشوند ، و در آخرت هم با آنان محشور مىشوند .
تا سراسيمهء آن طرّه پيچان نشوى * آگه از حالت هر بى سر و سامان نشوى
جمعى از صورت حال تو پريشان نشوند * تا زجمعيت آن زلف پريشان نشوى
دستگيرت نشود حلقهء مشكين رسنش * تا نگونسار در آن چاه زنخدان نشوى
بخت برگشتهات از خواب نخواهد برخاست * تا كه افتاده آن صف زده مژگان نشوى
داخل سلسله اهل جنون نتوان شد * تا كه از سلسلهء عقل گريزان نشوى
هرگز انگشت تو شايسته خاتم نشود * تا زسر پنجه اقبال سليمان نشوى
هامش
( 1 ) - النهاية فى غريب الحديث : 3 / 105 ، مادهء ضوء .