ترس از حوادث ، يا ترس در جبههء جنگ ، يا ترس از روزى ، يا ترس از فرا رسيدن مرگ ، ترسى مذموم و بى جاست ، بجاى اين همه ترس بى ارزش ، بايد با توجه به عظمت حق ، قلب را مركز ترس از مقام وجود مقدس حضرت اللّه قرار داد ، تا در سايهء اين ترس ، آراسته به حسنات و پيراسته از رذايل شد .
فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ » « 1 »
پس اگر مؤمن هستيد از آنان نترسيد و از من بترسيد .
خوف از خداوند متعال در صورتى كه در ژرفاى درون انسان نفوذ كند ، او را از ارتكاب اعمال مهلك و جرمها باز داشته و به كار نيك و مسابقه و پيشتازى در عرصهء فضيلت وامىدارد .
ترس از ارتكاب گناه و آلوده شدن به جرم ، همان خوف واقعى و در خور انسانيت انسان است ؛ زيرا چنين ترسى است كه آدمى را از سقوط در گناه صيانت كرده و باعث مىشود كه از كيفر الهى و اخروى و حتى شكنجهء دنيوى در امان بماند .
حضرت حق راجع به دوستان مؤمن خود كه از او مىترسند و از نافرمانى نسبت به او بيمناك مىباشند چنين مىفرمايد :
قُلْ انّى اخافُ انْ عَصَيْتُ رَبّى عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ » « 2 »
بگو : مسلماً اگر پروردگارم را نافرمانى كنم ، از عذاب روزى بزرگ مىترسم .
وجود ترس و احساس خوف و پرهيز از عذاب خداوند و بيم از انتقام او در دنيا و آخرت موجب ترس واقعى انسان از ارتكاب گناه مىشود .
هامش
( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 175 .
( 2 ) - انعام ( 6 ) : 15 .