تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
تا به كى از پستى اين نفس شوخ * محو گل و آب شوى چون كلوخ ترك هوا گير و زپستى درآى * يك قدم از پايه هستى برآى تكيه بر اين عالم فانى مكن * باش سبك روح و گرانى مكن تا بتوان جام فنا نوش كن * رو همه ذرات فراموش كن چيست فنا شيوهء جان باختن * شمع صفت سوختن و ساختن مرد بلا عافيت انديش نيست * در طلب عاقبت خويش نيست هر كه در اين سلسله فانى نشد * كاشف اسرار نهانى نشد مشرب توحيد فنا در فناست * نفى فنا عين ظهور بقاست چيست فنا از همه يكسو شدن * يك جهت و يكدل و يك رو شدن هر الف اشهد ان لا إله * هست به توحيد احد يك گواه شين كه در او شهد سعادت بود * در خور انگشت شهادت بود ها كه بود دايرهء ماه و مهر * هست هم از روزن قصر سپهر دال كه راكع شده بهر سجود * خم شده گويا به سلام شهود نون كه بود خورده تدريس كن * كشف بر او ختم سواد كهن
لاكه به نفى عرض ما سواست * حجت اثبات وجود خداست لام كه سر زد زمحيط جلال * آمده قلاب دل اهل حال ها كه بود خاتمه لا إله * خط زده بر دايرهء ما سواه باقى حق باقى مطلق بود * مست مىجام هوالحق بود گر نبود ذكر تو جز فكر دوست * لازم فكر تو بود ذكر دوست ذاكر و مذكور زهم دور نيست * كيست كه مستغرق مذكور نيست وادى عزلت كه حريم صفاست * مقصد مردان بساط خداست
( ميرهاشم كرمانى )