موادى كه براى بدن لازم است و نوشيدنىهائى كه مورد احتياج جسم است ، با دست لطف حضرت حق به طور گسترده بر سر سفرهء طبيعت قرار داده شده و هر كسى در حد امكانش مىتواند به آن دسترسى داشته باشد ، از اين جهت هيچ انسانى در هيچ عصرى نياز به عناصرى كه حرام اعلام شده پيدا نمىكند .
حلال خورى در اخلاق و رفتار و حالات و مسائل باطنى و روانى انسان نيز اثر بسزائى دارد ، چنانچه براى مواد حرام و خبيث اثر معكوسى در تمام شؤون زندگى است ، در حدى كه در مقتل آمده است : حضرت حسين عليه السلام خطاب به لشكريان عمر بن سعد لعين فرمود :
فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرامِ . « 1 »
شكمهايتان از حرام خدا پر شده است .
و اين حرام در شؤون معنوى و حالات روانى ايشان ، آن چنان اثر بدى گذاشت كه دست به كشتن پاكترين انسانها آلوده گرديد !
اى دل ار آشناى اين كويى * وصل بيگانگان چه مىجويى
بگذر از خود كه در حريم وصال * درنگنجى اگر چه يك مويى
رقصها كن ز زخم چوگانش * كه به ميدان عشق چون گويى
جوى جويان به سوى دريا رو * از چه سرگشته اندرين جويى
چون بدان بحر آشنا گشتى * بكش از تن لباس در تويى
غرقهء بحر وحدت ارباشى * خود نماند تويى و هم اويى
چون به معنى رسيدى از صورت * از تو زيبا بود اگر گويى
كه جهان صورتست و معنى يار * ليس فى الدار غيره ديّار
( منصور حلّاج )
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 45 / 8 ، بقية الباب 37 ؛ العوالم ، عبداللّه بحرانى : 251 .