آبادىهاى متّصل و زنجيرهاى وجود داشت و فاصله اين آبادىها به اندازهاى كم بود كه از هر يك ديگرى را مىديدند .
اين از نظر آبادى ، ولى از آن جا كه تنها عمران كافى نيست و شرط مهم و اساسى آن امنيّت است ، اضافه مىكند : ما در ميان اين آبادىها فاصلههاى مناسب و نزديك مقرّر كرديم و به آنها گفتيم : در ميان اين قريهها ؛ شبها و روزها در اين آبادىها در امنيّت كامل مسافرت كنيد .
به اين ترتيب آبادىها فواصل متناسب و حساب شدهاى داشت و از نظر حملهء وحوش و درندگان بيابان ، يا سارقين وقطاع الطريق نيز در نهايت امنيّت بود ، به گونهاى كه مردم مىتوانستند بدون زاد و توشه و مركب ، بى آن كه احتياج به حركت دسته جمعى و استفاده از افراد مسلح داشته باشند بدون هيچ خوف و ترس از جهت ناامنى راه يا كمبود آب و آذوقه به مسير خود ادامه دهند .
مقدم داشتن ليالى بر ايام ممكن است از اين جهت باشد كه مهم وجود امنيّت در شبهاست ، هم امنيّت از نظر دزدان راه و هم وحوش بيابان و گرنه تأمين امنيّت در روز آسانتر است .
ولى اين مردم ناسپاس در برابر آن همه نعمتهاى بزرگ الهى كه سرتاسر زندگى آنها را فرا گرفته بود ، مانند بسيارى ديگر از اقوام متنعّم ، گرفتار غرور و غفلت شدند ، مستى و نعمت و كمى ظرفيت ، آنها را بر آن داشت كه راه ناسپاسى پيش گيرند ، از مسير حق منحرف شوند و به دستورهاى الهى بىاعتنا گردند .
از جمله تقاضاهاى جنونآميز آنها اين كه از خداوند تقاضا كردند كه در ميان سفرهاى آنها فاصله افكند ، گفتند : ميان سفرهاى ما دورى افكن تا بينوايان نتوانند دوش به دوش اغنيا سفر كنند ! !
منظورشان اين بود كه در ميان اين قريههاى آباد فاصلهاى بيفتد و بيابانهاى خشكى پيدا شود ، به اين جهت كه اغنيا و ثروتمندان مايل نبودند افراد كم درآمد
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٤٠