مَا يَأْتِيهِم مِن ذِكْرٍ مِن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ * لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ » « 1 »
هيچ يادآورى و پند تازهاى از سوى پروردگارشان براى آنان نمىآيد مگر آن كه آن را مىشنوند و در حالى كه سرگرم بازى هستند [ آن را مسخرهمىكنند . ] * دلهايشان [ به امور مادى ، خوشگذرانى و معصيت ] مشغول است ؛ و آنان كه ستمپيشهاند رازگويى خود را پنهان داشتند [ و گفتند : ] آيا اين پيامبر جز اين است كه بشرى مانند شماست ؟ آيا شما با چشم باز وشناخت وآگاهى به سوى سِحر مىرويد ؟ !
كلمهء ذكر در آيهء فوق اشاره به هر سخن بيدار كننده است و تعبير به « مُحْدَث » « 2 » اشاره به اين است كه كتب آسمانى يكى پس از ديگرى نازل مىگردد و سورههاى قرآن و آيات آن هر كدام محتواى تازه و نوى دارد كه از طرق مختلف براى نفوذ در دلهاى غافلان وارد مىشود ، اما چه سود براى كسانى كه همهء اينها را به شوخى مىگيرند .
گويا آنها از تازهها وحشت دارند ، با همان خرافات قديمى كه از نياكان خود به ارث بردهاند دل خوش كرده ، گويى پيمان جاودانه بستهاند كه با هر حقيقت تازهاى مخالفت كنند ، در حالى كه اساس قانون تكامل بر اين است كه هر روز انسان با مسائل تازه و نوينى مواجه مىسازد .
باز براى تأكيد بيشتر مىگويد : آنها در حالى هستند كه دلهايشان در لهو و بىخبرى فرو رفته است ؛ زيرا آنها از نظر ظاهر ، همهء مسائل جدى را لعب و بازى و شوخى مىپندارند و از نظر باطن ، گرفتار لهو و اشتغال فكر به مسائل بى ارزش و
هامش
( 1 ) - انبياء ( 21 ) : 2 - 3 .
( 2 ) - محدث : تازه و جديد .