متكى به ظالم و ستمگر بوده باشد كه علاوه بر از دست دادن استقلال ، سبب كشيده شدن به دايرهء ظلم و ستم او و تقويت و گسترش فساد و بيدادگرى خواهد بود .
منظور از الَّذينَ ظَلَمُوا تمام كسانى هستند كه دست به ظلم و فساد در ميان بندگان خدا زدهاند و آنها را بنده و برده خود ساختهاند و از نيروهاى آنها به نفع خود بهره كشى كردهاند .
ولى مسلّم است كسانى كه در زندگى خود ظلم كوچكى را مرتكب شدهاند و گاهى مصداق اين عنوان بودهاند داخل در مفهوم آيه نيستند ؛ زيرا در اين صورت كمتر كسى از آن مستثنى خواهد بود و ركون و اتكا به هيچكس مجاز نخواهد شد ، مگر اين كه معنى ركون را اتكا و اعتماد در همان جنبهء ظلم و ستم بدانيم كه در اين صورت حتى كسانى را كه يك بار ستم كردهاند ؛ شامل مىشود . « 1 »
نمىدانم جهان تار است يا من تار مىبينم * نمىدانم كه خواب آلوده يا بيدار مىبينم
نمىدانم چرا آزادگان را خوار مىبينم * نمىدانم طبيبان را چرا بيمار مىبينم
نيم يوسف و لكن گرگ آدمخوار مىبينم * يكى در گوشهء ويرانه افتاده به صد خوارى
يكى از مال و دارائى زده بر طبل بى عارى * يكى از دست اين بى رحم مردم مىكند زارى
يكى از مستراح خانهاش را كرده گلكارى
عجب سيرى به زير گنبد دوّار مىبينم
هامش
( 1 ) - تفسير نمونه : 9 / 262 - 263 ، ذيل آيهء 113 سورهء هود .