تكيه بر ظالمان باعث تقويت آنهاست و تقويت آنها باعث گسترش دامنهء ظلم و فساد و تباهى جامعه هاست ، در دستورهاى اسلامى مىخوانيم كه انسان تا مجبور نشود ( و حتى در پارهاى از اوقات مجبور هم شود ) نبايد حق خود را از طريق يك قاضى ظالم و ستمگر بگيرد ، چرا كه مراجعه به چنين قاضى و حكومتى براى احقاق حق مفهومش به رسميت شناختن ضمنى و تقويت اوست و ضرر اين كار گاهى از زيانى كه به خاطر از دست دادن حق مىشود ، بيشتر است .
تكيه بر ظالمان در فرهنگ فكرى جامعه آرام و آهسته اثر مىگذارد و زشتى ظلم و گناه را از ميان مىبرد و مردم را به ستم كردن و ستمگر بودن تشويق مىنمايد .
اصولًا تكيه و اعتماد بر ديگران كه در شكل وابستگى آشكار گردد ، نتيجهاى جز بدبختى نخواهد داشت ، تا چه رسد به اين كه اين تكيه گاه ظالم و ستمگر باشد .
يك جامعه پيشرو و پيشتاز و سربلند و قوى ، جامعهاى است كه روى پاى خود بايستد ، همان گونه كه قرآن در مثال زيبايى مىفرمايد : فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ . » « 1 » همانند گياه سرسبزى كه روى پاى خود ايستاده و براى زنده ماندن و سرافرازى نياز به وابستگى به چيز ديگر ندارد .
يك جامعهء مستقل و آزاد ، جامعهاى است كه از هر نظر خود كفا باشد و پيوند و ارتباطش با ديگران ، پيوندى بر اساس منافع متقابل باشد ، نه بر اساس اتكاى يك ضعيف بر قوى ، اين وابستگى خواه از نظر فكرى و فرهنگى باشد يا نظامى يا اقتصادى و يا سياسى ، نتيجهاى جز اسارت و استثمار به بار نخواهد آورد و اگر اين وابستگى به ظالمان و ستمگران باشد ، نتيجهاش وابستگى به ظلم آنها و شركت در برنامههاى آنها خواهد بود .
البته فرمان آيهء فوق مخصوص به روابط جامعهها نيست ، بلكه پيوند و رابطهء دو فرد را با يكديگر نيز شامل مىشود كه حتى يك انسان آزاده و با ايمان هرگز نبايد
هامش
( 1 ) - / فتح ( 48 ) : 29 .