بالاترين بىادبى به محضر خداوند است ؛ زيرا آن پروردگارى كه بر همهء اسرار وجودى بندگان گواه است ؛ قدرت و اختيار حركت وجود را به انسان بخشيده است . و از سوى ديگر نشانگر اين است كه انسان بىخبر از حقيقت خود و خداى خود است نه منظرى مىشناسد و نه ناظر را مىيابد . پس معناى شناخت حق و عبوديت و حضور را درك نمىكند تا با او ارتباط و پيوند ايجاد كند . اگر از نظارت جناب حق تعالى آگاه شود . به آن چنان مراقبهاى برسد كه كمترين خطايى از او سر نزد .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه گل سرسبد معصومان است هر روز هنگام غروب آفتاب ، هفتاد بار استغفار مىنمود و مىفرمود :
إِنَّهُ لَيُغانُ عَلى قَلْبى ، حَتَّى اسْتَغْفِرَ اللَّهَ فى الْيَوْمِ سَبْعِينَ مَرَّةً . « 1 »
گاهى پردهاى رقيق بر قلب من قرار مىگيرد ؛ تا اين كه من هر روز هفتاد بار از خدا آمرزش مىطلبم .
رسول عزيز اسلام كه اهل گناه و جرم و خطا نيست اين گونه مىانديشد ؛ چه رسد به بنده كه اهل عصمت و پرهيز و مراقبه نيست ، بايد شبانه روز در حال استغفار و توبه باشد كه نظام حق و حقيقت را با غرور و نافرمانيش دگرگون مىسازد .
حضرت على عليه السلام مىفرمايد :
الإِسْتِغْفارُ مَعَ الْإِصْرارِ ذُنُوبٌ مُجَدَّدَةٌ . « 2 »
آمرزش خواهى با وجود ادامه دادن گناه ، گناهانى تازهاند .
در حقيقت كسى كه از گناهى طلب بخشش مىكند و باز در فرصتى جديد در پى انجام آن است مانند آدمى مسخره كننده است كه پروردگار را به سبكى انگاشته و او
هامش
( 1 ) - مستدرك الوسائل : 5 / 375 ، باب 40 ، حديث 6131 ؛ بحار الأنوار : 60 / 183 ، باب 3 .
( 2 ) - تحف العقول : 223 ؛ بحار الأنوار : 75 / 63 ، باب 16 ، حديث 150 .