به حساب آورد و به آن شادى و خوشحالى كند و خود يا كارش را به رخ مردم بكشد .
ما كه يك زمانى خاك ، سپس نطفه ، آنگاه جنين و پس از چندى طفل خردسال و پس از آن داراى جسمى معمولى و روزى هم به خاك گور مىرويم چه جاى عُجب و خودپسندى داريم ؟
البته خوشحالى از عمل از باب شكر و توفيقى كه رفيق راه شده ، از نظر قواعد شرعى مانعى ندارد . بايد مواظبت كرد كه كار انسان به عُجب نكشد ، عُجبى كه زمينهء تحقّق هرگونه ظلم به مردم و پايمال كردن حقوق انسانهاست .
اسحاقبنعمّار مىگويد : حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد :
عابدى نزد عالمى رفت ، عالم به او گفت : نمازت چگونه است ؟ گفت : از مثل منى دربارهء عبادتش مىپرسند ؟ من سالهاست خدا را عبادت مىكنم ، گفت :
گريهات چگونه است ؟ گفت : به اندازهاى كه اشكم بر چهرهام مىريزد ، عالم گفت :
اگر خنده مىكردى و خائف و ترسناك از عاقبت بودى ، بهتر از اين بود كه گريه كنى و به آن فخر بفروشى كه كوشش و سعى فخر فروش به جايى نمىرسد ! « 1 » امام صادق عليه السلام فرمود :
مَنْ دَخَلَهُ الْعُجْبُ هَلَكَ . « 2 »
عجب بر هر كس وارد شود هلاك مىگردد .
علّامهء مجلسى مىفرمايد : مراد از هلاكت ، استحقاق عذاب الهى است .
از حضرت باقر يا امام صادق عليهما السلام روايت شده :
دو نفر وارد مسجد شدند ، يكى عابد و ديگرى فاسق ، سپس هر دو از مسجد
هامش
( 1 ) - الكافى : 2 / 313 ، حديث 5 ؛ بحار الأنوار : 69 / 307 ، باب 117 ، حديث 2 .
( 2 ) - الكافى : 2 / 313 ، حديث 2 ؛ وسائل الشيعة : 1 / 101 ، باب 23 ، حديث 241 .