وَ يَجْزِىَ الَّذينَ أحْسَنُوا بِالْحُسْنى » « 1 »
« و كسانى را كه كار نيك كردهاند ، همان كار نيكشان را به آنان پاداش دهد . »
اما اگر از دستورهاى حق در طلب رزق و روزى روى گردان شود و به حرام مالى و عملى دچار گردد ، باطنش تاريك مىشود و حال عبادت از او سلب مىشود . و تمام حركات و سكناتش بر اساس امور مادى محض نظام مىگيرد و از او انسانى چون قارون ، عاشق دلباختهء مال و جداى از عبادت و اطاعت و كار خير به وجود مىآيد و در انواع گناهان و معاصى غرق شده ، روزگار به غفلت بگذراند و نعمتهاى حق را در جاى غير خود مصرف كرده ، موجب سخط حق مىشود و در آينده به جريمههاى سخت دچار مىگردد :
لِيَجْزِىَ الَّذينَ أساؤُا بِما عَمِلُوا » « 2 »
تا كسانى را كه مرتكب گناه شدهاند ، همان گناهانشان را به آنان كيفر دهد .
راهى بزن كه آهى بر ساز آن توان زد * شعرى بخوان كه با او رِطل گران توان زد
بر آستان جانان گر سر توان نهادن * گلبانگ سربلندى بر آسمان توان زد
قدّ خميدهء ما سهلت نمايد امّا * بر چشم دشمنان تير از اين كمان توان زد
در خانقه نگنجد اسرار عشقبازى * جام مىمُغانه هم با مُغان توان زد
درويش را نباشد برگ سراى سلطان * ماييم و كهنه دلقى كآتش در آن توان زد
هامش
( 1 ) - نجم ( 53 ) : 31 .
( 2 ) - نجم ( 53 ) : 31 .