است . و لقمان به خاطر امتيازهاى عالى به مقام شكر دست يافت . انسان هر گاه نعمتهاى الهى را در جاى خود به كار بگيرد سودش به خود او برمىگردد ولى اگر كفران نعمات كند ، ضررش در وهلهء اوّل به خودش ، سپس به ديگران مىرسد .
در پايان آيه مىفرمايد : غَنِىٌّ حَمِيدٌ يعنى شكرگزار در برابر انسانهاى عادى يا نعمتى را به بخشنده مىدهد و يا اگر چيزى نمىدهد با ستايش او مقامش را در نزد مردم بالا مىبرد ولى در مورد خداوند هيچكدام معنى ندارد ؛ زيرا او از همگان بىنياز است و همه ستايشگران به ويژه فرشتگان حمد او مىگويند .
يك نكته پيرامون آيه قابل توجه است كه كلمهء شكر با صيغهء فعل مضارع آمده كه نشانهء استمرار و هميشگى است ولى كفر با صيغه ماضى آمده كه بر يك مرتبه هم صدق مىكند ، اشاره به اين است كه : كفران حتى يك بار سرانجام دردناكى دارد ، امّا شكرگزارى بايد مستمر باشد تا انسان مسير تكاملى خود را طى كند . » « 1 » حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد :
اوْحَىَ اللَّهُ تَعَالى إِلى مُوسى : يا مُوسى اشْكُرْنى حَقَّ شُكْرِي ، فَقالَ : يا رَبِّ كَيْفَ أَشْكُرُكَ حَقَّ شُكْرِكَ ، وَ لَيْسَ مِنْ شُكْرٍ أَشْكُرُكَ بِهِ إِلَّا وَ أَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ ؟ ! فَقالَ : يا مُوسى شَكَرْتَنى حَقَّ شُكْرى حِيْنَ عَلِمْتَ أَنَّ ذَلِكَ مِنِّى . « 2 »
خداى تعالى به موسى وحى فرمود : اى موسى ! مرا چنان كه بايد شكر كن .
موسى عرض كرد : پروردگارا ! چگونه تو را چنان كه بايد شكر گويم حال آن كه هر شكرى كه تو را مىگويم خود نعمتى است كه تو به من ارزانى داشتهاى ؟ فرمود : اى موسى ! وقتى كه بدانى توفيق آن شكر را هم من به تو دادهام ، حق شكر مرا ادا كردهاى .
هامش
( 1 ) - تفسير نمونه : 17 / 36 - 38 ، ذيل آيهء 12 سورهء لقمان .
( 2 ) - بحار الأنوار : 13 / 351 ، باب 11 ، حديث 41 ؛ قصص الأنبياء ، راوندى : 161 ، حديث 178 .