چون قصد خير كردى آن را به تأخير مينداز .
2 - دورى از شرّ
منظور از شرّ در اينجا انواع گناهان و معاصى و خطاهاست كه همه و همه محصول غرايز سركش و شهوات شيطانى و هواى نفس و شياطين و خنّاسان است كه در قرآن مجيد به همهء آنها اشاره شده است .
مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ * وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إذا وَقَبَ » « 1 »
از زيان مخلوقاتى كه [ با انحرافشان از قوانين الهى به انسان ] ضرر مىرسانند ، * و از زيان شب هنگامى كه با تاريكىاش درآيد [ كه در آن تاريكى انواع حيوانات موذى و انسانهاى فاسق و فاجر براى ضربه زدن به انسان در كميناند . ]
ما دلالت بر تعميم و شمول دارد و اضافهء شر به آن و فعل « خَلَقَ » و نسبت آن به خالق ، اشاره به آن است كه شر از خلق و تركيب و امتزاج و تفصيل كاينات و مواد و قوا برمىآيد ، نه از عوالم امر و ارادهء فاعلى خالق ، اين شرور فقط همان مضاف به « ما خلق » است و در واقع ، نمايشى از چگونگى نظر و انديشه و دريافت انسان از حوادث متضاد مىباشد و وجود عينى و مستقلّى ندارند .
پس اگر انسان خود را برتر آورد و در حريم قدرت رب رساند و به او ايمان آورده و پناهنده شود و با نظر ربوبى به حوادث و پديدههاى جان بنگرد ، از مواجهه با آنچه شر مىنمايد امنيت مىيابد و در درون هر حادثهء شر نماى خيرى يا مقدّمهء خيرى مىنگرد و با بينش وسيع و نيروى ارادهاى كه در حريم رب مىيابد ، مىتواند
هامش
( 1 ) - فلق ( 113 ) : 2 - 3 .