براى عمل انسان آخر هست ، ولى جزا و مزدش را از جانب حق نهايت نيست .
شكر حق از عبد همان احسان و جزا و ثواب و انعام حضرت اوست .
تشكّر عبد از خوبى و احسان عباد كه گاهى به صورت ثنا و زمانى به شكل احسان است از خصال حميده و از اخلاق الهى است و آن چنان از اهميّت برخوردار است كه فرمودهاند : « هر كس از مخلوق تشكر نكند از خالق تشكر نكرده است ! » « 1 » عبد بايد با تمام وجود از احسان حق نسبت به خودش شكر كند و شكر او به اين است كه تمام نعمتهاى خداوند را در همان راهى كه به او دستور دادهاند خرج كند ، كه خرج نعمت در راه غير او عين كفران و ناسپاسى است .
97 - العظيم
اوست كه متّصف به وصف عظمت و بزرگى است و غير او حقير و كوچك و فقير و ناچيز است . عظمتش در ذات و صفات و افعال و غلبهاش بر اشيا و احاطهء قدرتش بر تمام هستى آن چنان آشكار است كه جاى بحث و گفتگو و استدلال و برهان نيست .
عبد با آراسته شدن به عقايد حقّه و پيراسته شدن از رذايل و متَّصف شدن به حسنات اخلاقيّه و اعمال صالحه مىتواند كسب عظمت و سيادت و مجد و بزرگى كند .
98 - اللطيف
وجود مقدّسش آگاه به دقايق مصالح ، خالق و آفرينندهء موجودات غير قابل رؤيت و نيكى كننده به عباد و نعمت بخش به موجودات و لطيف در تدابير امور
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة : 16 / 313 ، باب 8 ، حديث 21638 ؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام : 2 / 24 ، باب 31 ، حديث 2 .