مسألهء تبليغ و دعوت به سوى حق به اندازهاى مهم است كه انبيا و ائمه عليهم السلام نفسهاى آخر خود را چنان كه در روايات آمده خرج دعوت به سوى حق كردند .
اصحاب و اهل بيت حضرت سيّد الشّهداء در روز عاشورا تا قبل از اين كه به شرف شهادت نايل شوند ، جنود ابليس را به سوى حق دعوت كردند . بازگو كردن دعوت يك يك آنها و شرح و تفسير دعوتشان هفتاد من كاغذ مىخواهد ، براى نمونه به دورنمايى از موقف يكى از آنان نسبت به حق اشاره مىرود :
عظمت ابن ثبيط و تبليغ دين
يزيد بن ثبيط از شيعيان و از دوستان ابوالاسود دُئلى بوده و در قبيلهء خود از اشراف قلمداد مىشده است . امام عصر عليه السلام در زيارت خود به او سلام داده :
السَّلامُ عَلى يَزيدَ بْنِ ثَبيطٍ الْقيسى . « 1 »
درود بر يزيد بن ثبيط قيسى .
ابوجعفر طبرى مىگويد :
ماريّه سعديّه يا عبديّه دختر سعد يا منقذ در بصره از شيعيانى بود كه در تشيّع سخت و استوار بود . همواره خانهء او مجمعى بود براى شيعه كه در آن گرد آمده الفت مىگرفتند و حديث بازگو مىكردند ، سخن مىشنودند و مىسرودند . به پسر زياد در كوفه خبر رسيد كه حسين عليه السلام آهنگ عراق دارد . به كارگزار خود در بصره فرمان داد كه ديدهبانان بگمارد و راه را بر آينده و رونده بگيرد .
ابن ثبيط تصميم گرفت كه به قصد حسين عليه السلام از بصره بيرون بيايد . ده پسر داشت و آنها را دعوت كرد كه همراه او شوند و فرمود :
هامش
( 1 ) - موسوعة شهادة المعصومين : 2 / 237 .