سخنى ما در وصف حال نعمتهاى بزرگ و زيباى تو جارى باشد . و اين راستترين سخن است كه معصوم به ما آموخته است ، از اين رو حضرت على عليه السلام مىفرمايد :
اصْدَقُ المَقالِ ما نَطَقَ بِهِ لِسانُ الحالِ . « 1 »
راستترين گفته ، آن گفتهاى است كه زبان حال بگويد .
و حضرت زين العابدين عليه السلام حق زبان را چنين تشريح مىفرمايد :
حَقُّ اللِّسانِ إِكْرامُهُ عَنِ الْخَنَا وَ تَعْويدُهُ الْخَيْرَ ، وَ تَرْكُ الْفُضُولِ الّتى لافائِدَةَ لَها ، وَ الْبِرُّ بِالنَّاسِ وَ حُسْنُ الْقَولِ فِيهِمْ . « 2 »
حق زبان ، منزّه داشتن آن از زشتگويى است و عادت دادنش به خوبى و فرو گذاشتن زياده گويىهاى بيهوده و نيكى به مردم و خوب گفتن دربارهء آنان است .
اين خير و برّ زبانى همان توصيف منتهاى الهى است كه بايد بر منوال درستى و راستى هدايت شود تا از لغزشها مصون بماند و جايگاه واقعىاش را پيدا كند .
اين است كه امير بيان ؛ مولاى متقيان از اين بابت از خداوند پوزش مىطلبد :
اللَّهُمَّ اغْفِرْلى ما تَقَرَّبْتُ بِهِ الَيْكَ بِلِسانى ثُمَّ خالَفَهُ قَلْبى اللَّهُمَّ اغْفِرْلى رَمَزَاتِ الْالْحاظِ وَ سَقَطاتِ الْالْفاظِ ، وَ شَهَواتِ الْجَنانِ وَ هَفَواتِ اللِّسانِ . « 3 »
الهى آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم بر خلاف آن بود بر من ببخش . الهى اشارات چشم ، و سخنان بيهوده ، و مشتهيات دل و لغزشهاى زبانم را بر من ببخش .
هامش
( 1 ) - غرر الحكم : 3302 .
( 2 ) - بحار الأنوار : 68 / 286 ، باب 78 ، حديث 41 ؛ وسائل الشيعة : 15 / 172 ، باب 3 ، حديث 20226 .
( 3 ) - نهج البلاغه : خطبهء 77 .