خداوند مهربان در قيامت بر بندهاش منّت مىگذارد ، به او دستور مىدهد به رحمت و عنايتش نزديك شود . آنگاه وى را به تمام نعمتهايى كه به او داده ، آشنا نموده و مىفرمايد :
آيا در فلان روز و فلان روز نسبت به فلان برنامه و فلان مسأله دعا نكردى و من دعايت را اجابت نمودم ؟
آيا در فلان روز و فلان روز ، از من درخواست ننمودى و من درخواستت را به توعطا كردم ؟
آيا در فلان روز از من كمك تقاضا ننمودى و من آن رنج و درد را از تو برداشتم ؟
آيا از من ثروت نخواستى من به تو مرحمت كردم ؟
آيا از من كارگر نخواستى من به تو عنايت نمودم ؟
آيا از من فلان دخترى كه در قبيلهاش داراى موقعيت و شخصيت بود نخواستى ، من وسيلهء ازدواجش را با تو فراهم آوردم ؟
عبد عرضه مىدارد : الهى ! آنچه خواستم به من لطف كردى ، ولى من در ميان خواسته هايم از وجود مقدّس تو بهشت را هم خواستم .
خطاب مىرسد : برايت مسلّم باشد كه من اين خواستهات را نيز اجابت مىكنم ، اين بهشت من ، اكنون در اختيار توست ، آيا خشنود شدى ؟
مؤمن در پاسخ محبوب مىگويد : آرى ، اى پروردگار من ! ، تو هم از من خشنود شدى ؟
خطاب مىرسد : من از اعمالت خشنودم و همچنين بهترين جزا را نيز برايت راضيم كه بهترين مزدى كه نزد من است اين است كه تو را ساكن بهشت گردانم . « 1 » تفصيل مسألهء رحمت و برخورد حضرت حق با تائبان را ، به خواست او ، در دعاى سى و يكم « صحيفهء سجاديه » كه در باب توبه و بازگشت است خواهيد
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 7 / 289 ، باب 14 ، حديث 8 ؛ تفسير القمى : 2 / 259 ، ذيل آيهء 60 سورهء غافر .