فايده نداشت ، و به وحشت افتادى در صورتى كه ترس و وحشتت سودمند نبود ، نمىدانم با چه قدمى و با كدام رويى مىخواهى در برابر مولا قرار بگيرى ، و با چه زبانى به وقت عرض اعمال ، پاسخ آن محبوب را بدهى و با كدام قلب مىخواهى به انديشه برخيزى ؟ !
اگر حضرت مولا در آن صحنه به تو بگويد :
بندهء من ! آيا از من حيا نكردى كه با اعمال قبيحه به جنگ من آمدى ، در حالى كه از خجالت و حيايى كه از بندگانم داشتى آن اعمال را به پنهانى انجام دادى ؟ چه شد كه از مردم شرم كردى ولى از من كه همه جا با تو بودم خجالت نكشيدى ؟ من خوبىهايت رادر برابر مردم قرار دادم ، تو با گناه و معصيت با من معامله كردى . آيا من در نزد تو از بندگانم سبكتر بودم ؟ ! مرا كوچك شمردى و عبادم را بزرگ دانستى ! اين چه برنامه بود كه دچارش بودى ؟ !
نجات از نقمت و عذاب در روايات
براى نجات از نقمت و عذاب ، به ايمان و عمل صالح و مكارم اخلاق يعنى عفو و حلم و كرم و گذشت و مهربانى و چشم پوشى و جود و سخا و خشوع و خضوع و رأفت آراسته شويد كه خداوند مهربان به اين امور دستور داده و بندگانش را ترغيب فرموده و آراسته به اين حقايق را محبوب خود دانسته و تارك اين واقعيتها را از ديدهء محبّت انداخته است .
مصونيت از نقمت در كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله
رسول خدا صلى الله عليه و آله براى دورى از نقمت در حديث بسيار جالبى مىفرمايد :
لا تَجْلِسُوا إلّا عِنْدَ كُلِّ عالِمٍ يَدْعُوكُمْ مِنْ خَمْسٍ إلى خَمْسٍ : مِنَ الشَّك إلَى الْيَقينِ ، و مِنَ الرِّياء إلَى الإخْلاصِ ، وَمِنَ الرَّغْبَةِ إلَى الرَّهْبَةِ ، وَمِنَ الْكِبْرِ إلَى