مقصود از مالكيت خداوند ، قدرت برتر و توانايى تام در تصرف همه امور به امر و نهى است و از ويژگىهاى اين برترى اين است كه پايان زمانى ندارد .
ملك ، نامى برگرفته از ملك النّاس است يعنى حاكم مطلق بر مردم خداوند است . و او متولى سلطنت بر آدميان و همه موجودات انسى بندهء فرمان اويند .
صفات خداوند
دانشمندان صفات خداوند را به دو رشته تقسيم كردهاند :
1 - صفات ثبوتى يا صفات جمال .
2 - صفات سلبى يا صفات جلال .
مقصود از صفات ثبوتى آن رشته از صفاتى است كه جنبهء وجودى دارند و اتصاف شخص به يكى و يا همهء آنها موجب كمال مىباشد و نبودن آن براى شخص يك نوع نقص شمرده مىشود . مانند : علم و قدرت ، از سوى ديگر صفات ثبوتى بازگشت به صفات ذاتى است . صفات ذات ، صفاتى هستند كه ذات خداوند را تشكيل داده و پيوسته ذات اقدس وى با آنها همراه مىباشد . مانند علم و قدرت ، اين رشته از اوصاف را صفات ذات گويند . زيرا او دانا و تواناست و اگر او را تنها در نظر بگيريم و از همه موجودات و تمام افعال او چشم بپوشيم او را دانا و توانا و زنده خواهيم يافت .
يكى از صفات ثبوتى خداوند قدرت و يكى از نامهاى او قادر است و حقيقت قدرت دو معنا دارد :
1 - كار از روى اختيار و اراده و با كمال حريت و آزادى انجام مىدهد مثلًا مىگوييم : فلانى قادر به خواندن و نوشتن است يعنى با كمال آزادى مىتواند بخواند و بنويسد .
2 - مبدأ اثر بودن در برابر موجودى كه مبدأ اثر نبوده و كارى از وجود او ساخته