مىآورد . گلبولها در اين جا به شكل سلولهاى ثابت در مىآيند و به دور خود رشتههاى هم بندى ايجاد و نسوج مجروح را مرمّت مىكنند .
مايعات و سلولهايى كه از مويرگها خارج مىشود ، محيط موضعى بافتها و اندامها را مىسازد . مطالعهء اين محيط تقريباً غير ممكن است ، چنان كه « رو » آزمايش كرده است اگر در بدن موجود مواد خاصى كه رنگ آنها برحسب حالت اسيدى بافتها تغيير مىكند تزريق نمايند اندامها به رنگهاى گوناگونى در مىآيند و به اين ترتيب مشاهدهء اختلاف محيطهاى داخلى موضعى ممكن مىگردد . در حقيقت اين تغييرات عميقتر از آن است كه به نظر مىآيد ولى ما قادر به شناسايى تمام خصايص آن نيستيم .
در دنياى وسيع بدن آدمى ، كشورهاى مختلفى مىتوان يافت و با اين كه كشورها همه از انشعابات يك رودخانه سيراب مىشود معهذا خواص آب درياچهها و استخرهاى آنها با ساختمان زمين و نوع نباتات هر كشورى فرق مىكند . هر بافتى و هر اندامى به كمك پلاسماى خون ، محيط خاص خود را مىسازد و سلامت يا بيمارى و قدرت يا ضعف و سعادت و تيره روزى هر يك از ما با همكارى متقابل سلولها و اين محيط بستگى دارد . »
آرى ، به قول حضرت زين العابدين عليه السلام :
« يا مَنْ لا تَنْقَضى عَجائِبُ عَظَمَتِهِ »
اى يار ناگزير كه دل در هواى توست * جان نيز اگر قبول كنى هم فداى توست
غوغاى عارفان و تمنّاى عاشقان * حرص بهشت نيست كه شوق لقاى توست