رسيد ناگهان از صدا مىافتند ، از اينروست كه برخى از مردم گرمى هوا را از روى نغمهء زنجره حدس مىزنند و مىگويند : اگر تعداد دفعاتى را كه يك زنجرهء برفى در 15 ثانيه از خود صدا در مىآورد با عدد چهل جمع كنيم درجهء درست هوا را به دست آوردهايم !
تمام حشرات داراى اندام شنوايى مىباشند ، اما محلّ قرار گرفتن اين اندامها انسان را دچار شگفتى مىنمايد . ملخ مهاجر داراى يك جفت گوش بر روى پاهاى عقبى و ملخ معمولى داراى يك جفت گوش روى پاهاى جلو مىباشد .
جيرجيركها نيز چنين هستند .
نكتهء قابل توجه اين است كه : گوش براى شنيدن آفريده شده تا موجود زنده را از خيلى چيزها آگاه كند . مثلًا گوش انسان وِزوِز پشه ، ريزش آب ، صداى طوفان ، آواز پرنده ، صداى دوست ، سخن دشمن و صداهاى بسيار ديگرى را به مغزها مخابره مىكند و آدمى را از وجود چيزهاى مختلف آگاه مىسازد . مسلّماً گوش در حشرات و حيوانات هم براى اين منظور مهم آفريده شده تا چون موضوعات مختلف و مطالب گوناگون را كه به صورت صدا منعكس شده درك كند !
راستى ، چه جهان عجيبى است . انسان با همهء قدرت فكرى و علمى در برابر عظمت اين واقعيتها به دريايى از حيرت فرو مىرود و با تمام وجود در برابر آفرينندهء اين عرصه گاه پر از عجايب ، به فرياد مىآيد كه :
يكى هست و هيچ نيست جز او * وَحْدَه لا الهَ الّا هُو
( هاتف اصفهانى )
آرى ، تدبّر در آفريدهها ، آدمى را به آفريننده هدايت مىكند و عقل و انديشه را در برابر حريم با عظمت او به سجدهء دائمى وادار مىنمايد .
خراب يك نظر از چشم نيمخواب توايم * به حال ما نظرى كن كه ما خراب توايم